عطا ملك جوينى
437
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
همين عبارت را ابو الفدا در تقويم البلدان ص 428 - 429 باسمورسم از همين ابن حوقل نقل كرده ولى در آنجا بجاى « الطّرم » بعينها مثل عبارت اصطخرى « روذبار » دارد ، و من ندانستم اين اختلاف عجيب را بچه حمل بايد كرد ، بعقيدهء راقم سطور نسخهء ابن حوقل كه ابو الفدا بدست داشته فقط همان صواب و مطابق واقع بوده يعنى ابن حوقل در اين مورد ( مثل اغلب موارد كتاب خود ) عين عبارت اصطخرى را حرفا به حرف نقل كرده بوده است ، و نسخهء ابن حوقل كه اساس طبع ليدن بوده ظاهرا « اصلاح » يكى از قرّاء متأخّر است كه جستانيان را در ذهن خود بدون شكّ با سلسلهء ديگر از ملوك ديلم معروف به « آل مسافر » كه جانشين جستانيان بودهاند و اينان بدست آنها منقرض شدند و پاىتخت آنها در حقيقت طارم بوده اشتباه كرده است زيراكه طارم ( يعنى قلعهء معروف شميران قصبهء بلاد طارم ) بتصريح عموم مورّخين « 1 » پاىتخت آل مسافر بوده است نه پاىتخت آل جستان و احدى را تاكنون جز همين عبارت مشكوك محرّف ابن حوقل طبع ليدن مطلقا و اصلا نشنيدهايم كه پاىتخت جستانيان را طارم ضبط كرده باشد ، صاحب تاريخ صالحى ( بنقل درن از او در سلسلهء تواريخ مازندران ج 4 ص 474 ) پاىتخت جستانيان را شهرستان ناميده و نصّه : « و قيل بل اوّل ملوكهم [ اى ملوك الدّيلم ] و هسوذان بن المرزبان و كان مقرّ ملكه بشهراستان » ، و عبارت مقدّسى در احسن الّتقاسيم نيز تقريبا با تاريخ صالحى مطابق است چه وى گرچه ابتدا گويد پاىتخت بلاد ديلم بروان است ولى بلافاصله بعد گويد كه قرارگاه حكومت را شهرستان مينامند و نصّه ( ص 360 ) : « بروان هى قصبة الدّيلم صغيرة لا سريّة و لا جليلة ، و لا ظرف [ كذا ] و لا
--> ( 1 ) رجوع شود بتجارب الأمم مسكويه و ابن الأثير ( بفهارس آنها ) و معجم البلدان در عنوان « سميران » و « شهرياران گمنام » آقاى كسروى ج 1 ص 38 ببعد ،